تبليغاتX


به نام بانوهای چشم بادومی
JAPAN

JAPAN

 

من علی قائمی نژاد هستم  متولد ۱/۵/۱۳۶۶واقع در ایران در استان گلستان در شهر گرگان به دنیا آمدم

پدر من عضو ارتش ایران بود که ۳۰سال تمام برای ارتش ایران خدمت کرد در سال ۱۳۶۳ با درجه ستوان سومی بازنشت ارتش شد ما زندگی معمولی داریم شکر خدا خوبه من از سالیان پیش تصمیم جدی گرفتم که باسر مایه که دارم از ایران خارج بشم ودر خارج از ایران شروع به کار کنم من کتابهای اقتصادی زیاد میخوان واز اقتصاد جهان باخبرم من قبلا تصمیم گرفته بودم بروم توی ارتش ایران ولی به دلیل همین آرزو وتفکرات دیگه منصرف شدم من حالا خدمت سربازی هستم خدمت سربازیمو در ارتش ایران میکنم والان هم ده ماه خدمت هستم هشت ماه دیگه مونده تمام بشه من الان زمینه رفتنم فراهم شده سرمایه زیادی دارم وجمع کردم فقط الان مونده کارت پایان خدمتمو بگیرمو برم  کشور مورد علاقه من ژاپن است برای من یک کشور رویای است خیلی رویای امیدوارم شما هم به آرزوها قشنگو رویایتون برسید باتشکر فروان مدیر وبلاگ دانته

دلم برای باران تنگ شده من دوست دارم در سرزمینی باشم که همش باران ببارد مثل کشور ژاپن    

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 19:52 توسط دانته |


 

زمانی که شرکت کپکوم مشغول کاروی نسخه ی جدیدی از سری بازی های رزیدنت اویل برای کنسول گیم کیوب بودف یکی از افراد گروه که به تازگی به شرکت کپکوم پیوسته بودوکارگردانی قسمت دوم بازی Resident Evil را هم برعهده داشت، طرح عجیبی را ارایه داد. این فرد کسی نبود جز هیدکی کامیا(Hidieki Kamiya) ،طراح و برنا مه نویسی که به تازگی از طرف شرکت کپکام برای کار روی پروژه ی ساخت بازی استخدام شده بود.کامیا در ان زمان به این فکر افتاد که ادامه ی ساخت نسخه های جدیدی از سری بازی های Resident Evil کارچندان خوشایندی نیست و ممکن است به علت تکراری بودن سوژه در انتها به شکست منجر شود.نظر کامیا این بود که بهتر سات کار روی این پروژه فعلا متوفق شود وبه جای آن از طرح جدیدی درساخت بازی استفاده کنند.با مطرح شدن این پیشنهاد از طرف یک کارگردان جوان وتازه کار،همه ی اعضای به خصوص ریس استودیوی شماره ی 4 کپکوم یعنی آقای شینجی میکامی(Shinji Mikami) نسبت به موفقعیت طرح پیشنهادی کامیا اظهار ناامیدی کردند و میکامی صراحتا اعلام کرد که این کار به هیچ وجه عملی نخواهد بود.اما با توجه به اصرار کامیا برای انجام این کار و سابقه ی درخشان اودرساخت قسمت دوم بازیResident Evil ،بالاخره مدیران شرکت کپکوم راضی شدند تا اجازه ی ساخت بازی جدید را به او بدهند. کامیا برای اینکه بتواند به این اعتماد پاسخ مثبتی دهد وبازی فوق العاده به وجود بیاورد ،تصمیم گرفت تا تحقیقاتی وسیعی را برای پیدا کردن سوژه ی مناسب انجام دهد.او بعد از چند ماه تحقیق ،بالاخره توانست سوژه ی مورد نظر خودرا پیدا کند.سوژه ی مورد نظر او شخصیت سفید موی یکی از داستان های محبوب کمیک استریپ بود.کامیا تصیم گرفت تا با الگو برداری از این شخصیت محبوب و تلفیق آن با یک داستان اسطوره ای قدیمی ،بازی جدیدش راخلق کندالبته او برای ایجاد بعضی از فراز و نشیب های داستان به سراغ کتاب مورد علاقه اش "کمدی الهی" اثر دانته رفت وبا الهام از آن ،داستان بازی را تکمیل کرد.علاقه ی کامیا به کتاب"کمدی الهی" حدی بود که حتی نام شخصیت اصلی بازی را هم، همنام نویسنده ی این اثر ادبی انتخاب کرد. داستان بازی درمورد ماجرای شوالیه افسانه ای ،معروف یه اسپاردا بود که میلیون ها سال پیش در نبردی سخت و مرگبار علیه فرمانروای موجودات جهنمی که قصد حمله به زمین ونابود کردن انسانها را داشت، توانسته بود اورا شکست دهد و در سیاه چالی وافع در اعماق جهنم زندانی کند. پس از این پیروزی ،مردم زمین این کار بزرگ اسپاردا را مورد ستایش قرار داده بودند و اورا همچون یک انسان قهرمان در بین خود پذیرفته بودند.سال ها از این ماجرا می گذرد و اسپاردا که درواقه ماهیتی اهریمنی داشت ،دلباخته ی دختری از نسل انسان ها می شود وبا او ازدواج می کند.حاصل این ازدواج تولد دو پسر دوقلوی سفید مو به نام های دانته و ورجیل می شود.هردوپسر به خاطر پیوند اسپاردا با یک انسان ظاهری انسانی داشتند ، ولی نیمی از ماهیت وجودی انها اهریمنی و شبیه به اسپاردا بود.در این بین دانته خویی انسانی تر نسبت به ورجیل داشت و برعکس،ورجیل بیشتر ازخلق و خوی اهریمنی بهره می برد.سال های سال از این موضوع می گذشت و همه چیز به خوبی پش می رفت وهردو پسر اسپاردا درحال بزرگ شدن بودند.اما این ارامش دوام چندانی پیدا نکرد و یک دفعه همه چیز دگرگون شد. موندس فرمانروای موجودات جهنمی موفق می شود که خود را زا زندانی که اسپاردا برای او درست کرده بود نجات دهد.حالا زمان آن رسیده بود که موندس انتقام این کار را از اسپاردا بگیرد.او در اقدامی غافلگیر کننده به محل زندگی اسپاردا حمله می کند و او و خانواده اش را اسیر می کند.موندوس برای گرفتن انتقام، اسپاردا را در همان سیاه چال جهنمی که سابقا خودش در ان زندانی شده بود،زندانی کند.اما با انجام این کار هنوز خشم او نسبت به اسپاردا فروکش نیم کند و تصیم می گیرد تابرای واردن کردن ضربات کاری تر به او،همسر وفرزندانش را درجلوی دیدگانش نابود کند.موندوس با این طرز فکر دست به کار می شود و همسراسپاردا را به قتل می رساند.امانی زمانی که قصد دارد تا دوفرزند اسپاردا را نابود کند،دانته فرصت پیدا می کند تاازدست ماموران موندوس فرار کند.به این ترتیب فقط ورجیل دراسارت موندوس باقی می ماندبعد از این اتفاق موندوس نظرش راجع به کشتن ورجیل عوض می شود وتصمیم می گیرد کهازاو به عنوان خدمتکار خودبرای رسیدن به اهداف پلیدش استفاده کند.به این ترتیب دوبرادر از هم جدا می شوند وتنها نشانی که می تواند به شناسایی آنها کمک کند، گردنبد افسانه ای اسپاردا است که نیم از ان به گردن ورجیل و نیم دیگر ان به گردن دانته است. طبق افسانه ها داشتن هردونیمه ی گردنبد می تواند قدرت خاندانی اسپاردا،یعنی شمشیر افسانه ای او که قدرت نابودی شیاطین را دارد در اختیار دارنده ی آن قرار دهد. داستان قسمت اول بازی Devil May Cry از زمانی آغاز می شود که دانته به مردی کامل تبدیل شده است وفارق ازگذشته ی اسرار امیزش،به حرفه ی شکارشیاطین مشغول است.درهمین زمان موندوس هم توانسه تابااستفاده ازنیروهای اهریمنی قدرت خوشد را بیش از پیش افزایش دهد وجهان انسان ها راتحت تسخیر خود دراورد.دیگر کمتر انسانی روی زمین وجود دارد وبه جای انسان ها هیولاهای دست پرورنده ی موندوس همه زمین رافراگرفته اند.موندوس حالا به قدرتی عظیم دست پیدا کرده است،قصد دارد تااخرین حلقه ی قدرتش راتکمیل کند.اما اوبرای دستیابی به این هدف نیاز به قدرت افسانه ای شمشیر اسپاردا دارد.برای بدست اوردن این شمشیر تنها یک راه وجود دارد... به دست اوردن دوقطعه ی گردنبن.موندوس برای رسیدن به این هدف شروع به جستوجو برای پیدا کردن دانته می کند.بالاخره بعد از مدتی جستوجو ،جاسوس های موندوس مشخصات فردی ک هشباهت زیادی با مشخصات دانته ی مورد نظر دارد را به او می دهند.موندوس برای پی بردن به وافعیت این موضوع ،جاسوس و مامور ویژه ی خودش کهزن اهریمنی و انسان نما به نام ترش(Trish) است را به سراغ دانته می فرستد. ترش به سراغ دانته یم رود وطی آزمایش سخت،او رامورد ارزیابی قرار می دهد.پس از این که ترش از وافعی بودن دانته مطین می شود،از او درخواست می کند تا ماموریتی را برای او انجام دهد.دانته این ماموریت را قبول می کند و به طور ناخواسته به محل زندگی موندوس روانه می شود... طی انجام این ماموریت دانته متوجه نیت ترش می شود و تصمیم می گیرد که برگردد.اما رویارویی غیر منتظره ی او با برادر دوقلویش ورجیل مانع این کار می شود.به دنبال این جریان دانته که گذشته ی خودش را یاآورده بود،تصمیم میگیرد که موندوس را نابود کند. در این بین که ترش به دانته علاقه مند می شود و ازکرده ی خود پشیمان یمش ود وازدستورهای موندوس سرپیچی می کند و به دانته کمک می کند تامحل اختفای موندوس را پیدا کند. درسکانس انتهای بازی ،دانته به همراه ترش باموندوس روبرو می شوند.موندوس به خاطر نافرمانی ترش،از او خشمگین می شود واورا می کشد وازمهلکه می گریزد.در یک صحنه ی دراماتیک ترش در لحظات اخر زندگی اهریمنی اش از داسنته یم خواهد که اورا ببخشد ودرحالی که اشک از چشمانش جاری می شود،از شیطان بود خودش اظهار تنفر می کند. دانته قطرات اشک روی صورت ترش را پاک می کند وبه او می گوید که او دیگر شیطان نیست ،زیرا شیاطین هرگز گریه نمی کنندبا شنیدن این حرف،ترش لبخند رضایت بخشی می زند و وجود اهریمنی اش می میرد.پس از این واقعه ،دانته که حالا خوی اهریمنی اش به خوی انسانیش غلبه کرده است،حس انتقام گیری در جودش شعله می کشد واشک از چشمانش جاری می شود... نام

 

 

بازیDevil May Cry 2

ناشر:Capcom

توسعه دهنده:Capcom

سبک:Action

تاریخ انتشار:28/3/2003

درجه بندی:15+

 

(قسمت دوم) درواقع نام بازی ارهمین سکانس عاطفی انتهایی بازی برداشت شده است."شیطان هم ممکن است بگرید"،کاری که ترش و دانته درانتهای بازی انجام دادند. پس اتمام ساخت وعرضه ی این بازی از طرف کپکوم،چنان استقبال بی نظیری از این بازی صورت گرفت که تا ان زمان حتی بازی های محبوبی چونResident EvilوStreet Fighter شرکت کپکوم هم نتوانسته بودند به چنین موفقیتی دست پیدا کنند.بازی ازگرافیک بسیار بالایی برخوردار بود وحرکات دانته به نرمترین شکل ممکن انجام شده بود.استفاده از معماری های سبک گوتینگ در بنا های موجود در این بازی هم ازدیگر مکات مثبت وجالب آن به شمار میرفت.نکته ی جالب دیگر در مورد شخصیت دانته،توانایی بالای او در کار با انواع سلاح های گرم وسرد بود.افکت های تصویری زیبا،دیالوگ های جذاب،هیولاهای ترسناک وملموس،موسیقی تاثیر گذار وپرداختن به جرییات ریز محیط،همه و همه ازمشخصه های بارز این بازی درآن زمان به شمار می رفتند.وجو چنین نکان بارز وبرجسته ای آن هم در یک بازی کامپیوتری تاان زمان بسیار بی نظیر و منحصر به فرد بود وشهرت زیادی رابرای شرکت کپکوم به ارمغان اورد. بدین ترتیب شرکت کپکوم تصمیم گرفت که قسمت دوم بازی را هم بسازد.اما هیدیکی کامیا معتقد بود که برای جاودانه ماندن یک اثر،نباید شماره های زیادی از آن را منتشر نمود.به همین دلیل کارگردانی قسمت دوم را قبول نکرد وگارکردانی بازی جدید به هیدآکی ایتسونو سپرده شد.داستان قسمت دوم بازی به یکی از ماموریت های ویژه دانته بود .پس ازنابودی موندوس،موجود اهریمنی دیگری به نام آریوس جای او را روی زمین گرفته بود.اوقصد داشت تا با جمع آوری چند نشان باستانی ،کارناتمام موندوس را تمام کند و قدرت خودش راکامل کند.این نشان ها در سرتاسر زمین پراکنده شده بودند وجمع اوری انها کار چندان ساده ای نبود.دراین بین دهتر جوانی به نام لوسیا ازنیت پلید اریوس اگاه می شود و تصمیم می گیرد که جلوی او رابگیرد.لوسیا به تنهایی دست به کار می شود ودست به جستوجوی وسیعی می زند. بازی از درون یک موزه ی قدیمی اغاز می شود لوسیا توانسه رد یکی از این نشان ها را دراین موزه پیدا کند،اما زمانی که اوقصد برداشتن نشانه را دارد دسته ای از پرنده های غول پیکر اهریمنی به اوحمله ور می شوند.اما در همین بین سر وکله ی دانته به شکل اسرارامیزی پیدا می شود وهمه ی پرنده های اهریمنی را نابود می کند.لوسیا با دیدن دانته فورا او را می شناسد.او در مورد اریوس و اهداف پلیدش با دانته صحبت می کند واز او می خواهد که برای متوقف کردن اریوس به او کمک کند.دانته این درخواست لوسیا را به عنوان یک پیشنهاد ساده ی کاری می پذیرد و به همراه لوسیا به منطقه ی زندگی اریوس می رود.درانجا لوسیا دانته را پیش مادر پیر خودش می برد ومادر لوسیا اطلاعات باارزشی را درمورد اریوس دراختیار دانته قرار می دهد وبه او قول می دهد که درصورت نابود کردن اریوس اطلاعات باارزشی درمورد پدر دانته یعنی اسپاردا در اختیار او قرار می دهد.دانته قبول می کند و به سراغ اریوس می رود .دراخرین بخش های بازی معلوم می شود که لوسیا انسان نیست وماهیتی شیطانی دارد واریوس ان را بوجود اورده است.لوسیا متوجه می شود که ان پیرزن مادر واقعی اش نیست وزمانی که اوکودکی خردسال وبی سرپرست بوده او را پیداکرده وبزرگ کرده است.درواقع پیرزن یکی ازحامیان اسپاردای افسانه ای درزمان نبرد با موندوس بوده است وبااگاهی ازماجرای زندگی لوسیا،قصد داشته تااورا ازخوی شیطانی خودش دورنگه دارد. لوسیا با فهمیدن این موضوع حسابی شکه می شود وازشدت ناراحتی اشک ازچشمانش جاری می شود.دانته که شاهد این موضوع است برای دلداری دادن به او دوباره ی جمله ای معروف خود را تکرار می کند: ""توشیطان نیستی، برای اینکه شیاطین هرگز گریه نمی کنند."" بعد از این جریان دانته با اریوس مشغول نبرد می شود وبعد از یک نبرد تمام عیار و نفس گیر اورانابود می کند... برخلاف قسمت اول بازی قسمت دوم ان ازگرافیک خوبی برخوردار نبود وبیشتر برپایه ی اکشن های پروزدخورد پایه ریزی شده بود.دیگر ازجزییات زیاد محیط ها و موسیقی تاثیر گذار بازی خبری نبود واز معماری های سبک گوتینگ فقط یاد وخاطره ای کم رنگ در این بازی دیده می شد.باوجودی ابن که برای ایجاد تنوع،این بازی در دو DVD طراحی شده بود،اما خیلی زود بازیکن ها را خسته می کرد.شاید وحود محیط های کسل کننده وعدم جذابیت داستانی بازی،علتهای اصلی شکست قسمت دوم بازی بودند. با عرضه این بازی ،شرکت کپکوم دچار شکست مالی شدیدی شد.(البته علت های دیگری هم داشت).عدم استقبال مردم و اعتراض انها نسبت به پایین امدن کیفیت بازی،باعث شد تامدیران شرکت کپکوم درمراسمی رسمی ازهمه ی طرفداران بازی عذر خواهی کنند.انها به همه علاقه مندان بازی قول دادند که دراینده ای نه چندان دور،با قسمت جدید از این بازی تمتم انتظارات آنها را براورده کنند.به این ترتیب طرح قسمت سوم این بازی در دستور کارسازندگان شرکت کپکوم قرار گرفت.شرکت کپکوم دوباره فرصتی را دراختیار کارگردان قسنت دوم بازی هیدآکی ایتسونو قرار داد تا باساخت قسمت سوم بازی اشتباه گذشته ی خود را جبران کند.ایتسو نو به همراه تیم سازننده ی بازی تصمیم گرفتند تابرای جبران ضعف های موجود قسمت دوم بازی ورسیدن به شرایط ارمانی قسمت اول آن.سوژه ی قسمت سوم رابهصورت ماجرای بازگشت به گذشته (Flash Back) کار کنند.با انجام این کار آنها می توانستند که دوباره ازعناصر موفقعیت امیز قسمت اول بازی،درساخت قسمت سوم ان نیز استفاده کنند.عناصر موفقعیت امیزی چون معماری های سبک گوتیک وحضور دوباره ی شخصیت ورجیل.

 

 

بازی: Devil May Cry 3

ناشر:Capcom

توسعه دهنده:Capcom

سبک:Action

 تاریخ انتشار:24/3/2005

درجه بندی:16+

 ---------------------------------------

 قسمت سوم شیطان هم ممکن است بگرید بعد از کلی سروصدا وجنجال بالاخره در اوایل سال 2005 میلادی وارد بازار شد. داستان بازی همانطور که در مقاله های قبلی بیان شد درست به قبل از ماجراهای DMC1 باز می گرید.دانته وبرادر دوقلوی او ورجیل پسران اسپاردا شوالیه تاریکی هستند که در کودکی از هم دور شده اند و متاسفانه مسیری جداگانه و دقیقا رو در روی هم را درپیش گرفته اند.هردو دوبرادر نیمی شیطان و نیمی انسان از نژاد شیاطین اسپاردا هستند و به وطور کامل در فنون هنرهای رزمی وشمشیر زنی مهارت دارند.هر یک از آنها نیمی از یک گردنبند را دز اختیار دارند که مادرشان در سالروز تولدشان به انها هدیه کرده است.گردنبند افسانه ای که کلید دروازه ی تاریکی است و تا زمانی که دونیمه آن در کنار هم قرار نگیرد قدرت ان کامل نخواهد شد.دانته راه پدر را ادامه داده و یک شکارچی شیاطین تبدیل شده استوبرعکس روح ورجیل اسیر تاریکی شده و رو به پلیدی و خوی شیطانی نهاده است.ورجیل به کمک مردی مرموز به نام آرخام سعی دارد تا نیمه دیگر گردنبند را به دست اورد ونیروی اسپاردا را دراختیار خود بگیرد.برای رسیدن به این هدف راهی نیست به جز از بین بردن دانته.از طرف دیگر هم دانته از ماجرا اگاه شده و به سراغ ورجیل در برج شیطان می رود تا او را به سر عقل بیاورد.درهمان نگاه اول می توان دریافت که طراحی حرکات و گرافیک محیط بازی نزدیک به DMC1 کار شده است.کنترل کارکتر به همان نرمی و انعطاف پذیری قسمت های قبلی است و شما سنگینی ضربات را بر بدن دشمنان احساس می کنید.طراحی لباس و چهره ی شخصیت دانته تقریبا متفاوت از دونسخه ی قبلی است.او باچهره ای جوانتر اندامی ورزیده تر وبارانی قرمز رنگ شبیه به قسمت های قبلی به سراغ شیاطین امده است.دشمنان شما هم مانند دانته با شکل و شمایل و طراحی جدید در این نسخه ظاهر شده اند.گرافیک وپردازش شخصیت های داستان چیزی مابین قسمت اول و دوم ازکار درامده البته این سبک از طراحی برای بازی های سال 2005 کمی کهنه شده وتیم سازنده باید خلاقیت بیشتری بر روی این مسأله کار می کرد.حتی موهای دانته که در DMC2 متحرک ساخته شده بود در اینجا ثابت و غیر متحرک طراحی شده است.کلیه ی موارد ذکر شده به جز موسیقی متن که در سبک Metal-Rock ساخته شده تا حدودی شما را به حال وهوای نسخه ی اول خواهد برد.طراحی پس زمینه ها به مراتب بهتر از قسمت قبل انجام شده واستفاده از تکنیک(اثرنورهای درخشان) جلوه ی خاصی به محیط بازی بخشیده است.حرکات خارق العاده ی دانته به قدری افزایش پیدا کرده که اگر قرار بودتمام انها به صورت یک جا دراختیار اوگذاشته شود کلید ودکمه برای انجام این حرکات کم می امد.برای حل این مشکل تکنیکها وتوانایی های در6 استیل (Steyl) مختلف دسته بندی شده وشما بادر نظرگرفتن شرایط مبارزه دراغاز هر مرحله یا مکانهای تعیین شده در بخش Customize انها را انتخاب می کنید.این 6 استیل عبارتند از: 1-Sword Master 2-Tickster 3-Gunslinger 4-Quicksliver 5-Doppelganger 6-Royalguard هنگام مبارزه کلید دایره تکنیک انخاب شده را فعال می کند.با استفاده مداوم از یک استیل درجه ی ان بالاتر می رود وحرکات جدیدی به لیست شما اضافه می شود.تعداد این حرکات به اندازه ای زیاد است کهبرای اموزش انها به شما منوی خاصی طراحی شده است ونحوه ی انجام تکنیک های مختلف به صورت سکانس های کوتاه ویدویی برای شما به نمایش در می اید.تاانتهای بازی 5 سلاح گرم از قبیل:Lvory&Ebony ، Artemis،Spiral،Shotgun و5 سلاح سرد با نام های:Rebellion،Cerberus،Rudra & Agni،NevanوBeowolfدراختیار شما قرار می گیرد.در شروع مراحل اجازه دارید تا از هرنوع اسلحه 2 مدل را انتخاب کرده وبازی را اغاز کنید.بااستفاده از کلیدهایR2وL2 سلاح سرد وگرم شما درحین مبارزه تغییر می کند ودیگر لازم نیست تابرای تعویض اسلحه وارد بخش Equipment شوید.این سیستم طراحی،مبارزه با دشمنان را تنها اسان تر کرده بلکه باعث ایجاد تنوع در انجام تکنیک ها وضربات هم شده است.درموقعیت های مناسب با استفاده از سرعت عمل می توانید به صورت ترکیبی از دواسلحه سرد وگرم برای خلق ضربات متوالی یا اصطلاحا Combo کمک بگیرد.یزله گویی های جناب دانته اسپاردا در صحنه های اکشن و میخکوب کننده وانجام حرکات بیش از حد تخیلی در Cutscene ها از سنگینی داستان وحال هوای همیشگی ان کاسته اما درکل وبا فاکتور گرفتن از برخی ضعف های بازی می توان گفتDMC3 توانست جایگاه اصلی خود را به عنوان یک بازی قابل قبول دربین کاربران به دست اورد. پسران اسپاردا باز هم خوش درخشیدند.اما ایا اشک های دانته دوباره جاری خواهند شد؟!

تنها دلیلی که به شما اجازه میدهد به سراغ DMC4 بروید داستان سراسر جذاب و هیجان انگیز آن است. اینبار سازندگان همان روندی را پیش گرفته اند که در RE4 و MGS3 ملاحظه می کردید. دیالوگ های تنه آمیز و نیش دار که میان کارکتر های بازی رد و بدل می شود و داستانی که بخاطر قدرت ...

بازی:Devil May Cry 4

ناشر:Capcom

توسعه دهنده:Capcom

سبک:Action

تاریخ انتشار: 2008

 درجه بندی:16+

 ---------------------------------------

 

و آخرین شیطانی که گریه کرد.

در روزگاری که سری بازی های RE موفقیت قابل قبولی را برای کپکام تضمین کرده بودند. فرد جوانی ایده اولیه ساخت بازی DMC را داد. بازی ای که از لحاظ ساختار درونی شباهت های کمی با RE دارا بود شخصیت اصلی سری DMC مرد جوانی به نام دانته با موهای سفید و کت قرمز رنگ بود آن زمان DMC یک شبه راه RE را پیمود و توانست به موفقیت عظیمی دست یابد ، طی این موفقیت کپکام تصمیم ساخت نسخه دوم این سری را گرفت که با مخالفت سر سختانه کارگردان جوان بازی مواجه شد و ساخت بازی را به استادیو دیگری واگذار کرد اما نسخه دوم DMC نتوانست موفقیت های نسخه اول خود را کسب کند پس از این اتفاق کپکام با عذر خواهی از هواداران بازی اعلام ساخت نسخه سوم را به صورت رسمی بیان کرد. DMC3 که قبل از نسخه اول بازی اتفاق می افتاد با بازگشت به همان سبک ، سیاق و معماری توانست هویت از دست رفته DMC را باز گرداند و اما سازندگان نسخه اول DMC و RE4 برای ساخت DMC4 انتخاب شدن. این سازندگان به حق از پس دو عنوان قبلی خود به خوبی بر آمده اند.

من کاری خواهم کرد تا فرشته فریاد بزنه و شیطان بگرید !
تنها دلیلی که به شما اجازه میدهد به سراغ DMC4 بروید داستان سراسر جذاب و هیجان انگیز آن است. اینبار سازندگان همان روندی را پیش گرفته اند که در RE4 و MGS3 ملاحظه می کردید. دیالوگ های تنه آمیز و نیش دار که میان کارکتر های بازی رد و بدل می شود و داستانی که بخاطر قدرت شروع می شود در نگاه اول داستان DMC4 کاملا کلیشه ای به نظر می آمد اما رفته رفته با بازگو کردن حقایق شما کاملا جذب داستان خواهید شد ، در اصل موضوع بازی باعث درگیر شدن شما با داستان نمی شود بلکه صحبت های میان کارکتر ها ، روابط احساسی و سور پرایز های بازی باعث می شود شما تک تک دیالوگ ها را با دقت خاصی مورد بررسی قرار دهید.


2 هزار سال پس از آنکه اسپاردا (پدر دانته) به دلیل عشق به دختری با خوی انسانی (مادر دانته) به شیطان ها خیانت میکند. فرقه ای مذهبی به نام Order Of The Sword اسپاردا را مورد ستایش خود قرار می دهد و از او به عنوان قهرمان خود یاد می کند. شما در نقش Nero شخصیت جوان بازی هستید که او یکی از اعضای این گروه است. Nero دوست Credo یکی از فرمانده های این گروه است و Credo برادر کیلیه که Nero به آن علاقمند است. کیلیه در اصل یک آوازه خوان که سازندگان می گویند او یک شیر زن است. همه چیز به خوبی در حال پیش رفت است که نا گهان در سالن اپرا پس از خواندن کیلیه دانته پسر اسپاردا میرسد و شروع به کشتن شوالیه ها می کند. این گروه مذهبی می خواهد تمامی اهریمن های باقی مانده بر روی زمین را از بین ببرد! اما در باطن انها فکر دیگری در ذهن خود دارند. دانته متوجه این موضوع می شود و شروع به جنگ می کند طی یک اتفاق زمانی که کیلیه می خواهد فرار کند به دست دانته در دام می افتد و به این ترتیب دانته با نیرو در اولین دقایق شروع به جنگ می کند. دانته اولین کسی هست که متوجه می شود Nero فردی غیر عادی است او دستی شیطانی دارد ، دست Nero زمانی که او در یکی از مبارزات در حال جنگ با یک اهریمن بوده این چنین شده است روح اهریمن درون دست Nero نفوذ می کند هرچند در اوایل او متوجه قدرت اش نمی شود اما با مرور زمان به قدرت خود پی می برد. در اولین ملاقات شما با دانته ، او اولین کسی است که متوجه می شود Nero دارای دست اهریمنی است به همین دلیل پی می برد Nero یک انسان است نه یک اهریمن پس دست از جنگ با او می کشد و محل را ترک می کند.

در مراحل بالاتر به صورت اتفاقی Nero حالت شیطانی خود را به وسیله شمشیر برادر دانته کشف می کند و از این به بعد او متوجه افکار پلید فرقه ای که در آن عضو بوده است می شود. هرچند شما خبری از Vergil در بازی نمی بینید اما تاثیر گذاری او در این نسخه انکار نا پذیر است. این نسخه در اصل دقیقا همان اتفاقاتی را دنبال میکند که در DMC3 ورجیل دنبال آن بود یعنی این فرقه می خواهد دروازه جهنم را به روی دنیای انسان ها باز کند تا بتواند بر سطح زمین تسلط پیدا کند دقیقا کاری که Vergil در نسخه پیشین میخواست انجام دهد. Nero D.T همان Vergil در حالت شیطانی است البته او مانند دانته یا Vergil کاملا حالت شیطانی به خود نمی گیرید بلکه به واسطه ورود ارواح شیطانی و در دست داشتن شمشیر ورجیل روح Yamato در Nero ظاهر می شود.

دیالوگ های بازی به زیبایی خاصی بیان می شود و با دقت به آن هیچ جای فکری برای شما باقی نمیگذارد. دیالوگ ها نمایانگر عواطف شخصیت ها هستند مثلا زمانی که دانته به Nero میگوید این شمشیر برای برادر من است و باید در خاندان ما باشد اما وقتی Nero میگوید نیازمند این شمشیر است دانته عشق نشینی میکند و به او میگوید برو کارت رو بکن! تنه ها و متلک های میان شخصیت ها نیز نکات مثبت این بخش به حساب می آیند هرچند دانته شخصیتی خونسرد و طنز پرداز است اما در مقابل Nero کاملا عصبی و بی صبر است و شوخی سرش نمی شود در بسیاری از دیالوگ ها زمانی که دانته او را مسخره می کند! Nero به طور خاصی ناراحت و عصبی می شود و این عصبانیت را نشان می دهد او شباهات های زیادی به جوانی دانته دار

اما با وجود تمامی این صحبت ها شما در کل داستان وقتی که می خواهید با نسخه های قبل بسنجید باز به مشکل می خورید! و همان گنگی که در تمامی سری های DMC وجود دارد در این نسخه نیز دیده می شود.

خوشبختانه گرافیک DMC4 از جزئیات بالایی برخوردار بوده و از DMC3 پیشی گرفته است ، در اولین نگاه می توانید به محیط خود و اطراف آن توجه کنید تمامی مکان ها در بهترین حالت ممکنه طراحی شده اند و به جزئیات آن ها توجه بسیاری شده است. جلوه آتش که مهم ترین بخش بازی است در DMC4 به زیبایی تمام خودنمایی میکند.زمانی که برای اولین بار با Brial روبرو می شوید می توانید آتش واقعی در دنیای بازی ها را از نزدیک ببینید آنقدر عالی طراحی شده است که شاید حتی گرمتان هم بشود! جلوه آب دو حالت داره در حالت اول تقریبا خوب طراحی شده است وقتی شما به چاله هایی که درونشان آب است نگاه می اندازید از آن لذت میبرید وقتی از روی یک قسمت که آب است عبور می کنید به زیبایی آب عکس العمل نشان می دهد اما! آب ها در ابعاد وسیع تر چندان خوب کار نمی کنند و بیشتر شبیه یک ماده غلیظ تر از آب هستند هیچ عکس العملی ندارد. محیط جنگلی بازی یک تنوع در ساعت های اول توی بازی به حساب می آید اما همین که یک ساعت به دو ساعت کشید محیط کاملا برای شما تکراری می شود دیگر نه خبری از موجود جدیدی است! نه خبری از گیاه جدید و محیط به سرعت برای شما تکراری و خسته کنند می شود. کلا محیط ها عالی طراحی شده اند بجز محیط جنگل که بعد از یک ساعت گشت زنی گسل آور می شود. نور در بازی جلوه ای خاص و مقدس دارد خورشید کاملا می تابد و جانی تازه به محیط می بخشد. در محیط هایی که خبری از خورشید نیست! مثلا مرحله برفی باز هم شما مهارت طراحان بازی را می بینید محیط برفی با این که بسیار سرد ، بی روح و گاهی اعصاب خورد کن است اما مهارت های به کار رفته در آن باعث می شود شما کاملا سر گرم بشید مثلا زمانی که در برف شروع به راه رفتن می کنید! کاملا برف ها فرو می روند هرچند این بخش هم بعد از چند ثانیه نا پدید می شود ، شب در مرحله برفی شما را وارد یک شب واقعی در دنیای بازی ها می کند تمامی محیط در شب عالی طراحی شده اند صحبت کردن درباره این امر چندان راحت نیست پس بهتر یک بار آزمایش کنید. اشیائی که در محیط هستند بیشتر از 80 درصد قابل تخریب هستند البته این تخریب با تخریب مثلا Crysis خیلی متفاوت وقتی شما یک صندلی را از بین می برید و به سرعت خورده های آن نا پدید می شود.


دشمن ها در بازی از تنوع خوبی بر خوردار هستند! اما یک مسئله وجود داره این تنوع به خوبی در بازی گنجانده نشده! مثلا در مراحل اولیه شما تنها تعداد انگشت شماری از دشمن ها را در کنار خود می بینید که به راحتی قابل کشتن هستند و بعد به یک بار بازی شروع به رشد و افزایش دشمن ها میکنه اما بعد از یک مدت در اواسط بازی این روند متوقف میشه و باز در نیمه دوم بازی این رشد دو چندان می شود به صورتی که شما پشت سر هم موجودات عجیب و غریب را شاهد خواهید بود. تنوع در دشمن ها واقعا عالی است اما درست تقسیم نکردن ان ها توسط سازندگان باعث شده کمی در قسمت هایی از بازی روند کاملا یک نواخت دنبال کنید البته زمانی که داشتم به دشمن های نسخه اول بازی نگاه می کردم رابطه جالبی بین آن ها و این نسخه دیدم بیشتر هیولا هایی که در نسخه اول بازی حضور داشتند تقریبا با همان شکل و کمی بروز شده در این نسخه نیز دیده می شوند. در طراحی شخصیت های پایانی یا به عبارتی غول ها سازندگان کاملا توجه داشته اند و سعی شده غول ها دارای تنوع بسیار بالا باشند و خبری از عناصر تکراری در آن ها نباشد البته سازندگان موفق هم بوده اند طراحی غول ها عالی است از تصاویر تکراری برای انان استفاده نشده مثلا یکی مانند ماری است که سر گل داره و دیگری گربه ای است که از دل جهنم بر روی زمین پا گذاشته و همیشه در حال سوختن است یا مجسمه ای که تنها یک بند انگشت اش اندازه شخصیت دانته یا Nero می شود. از این ور هم طراحی کارکتر های اصلی هم عالی است. مثلا دانته با نسخه قبلی خود تفاوت های بسیاری کرده! است حالا طبق سن او کاملا پختگی در صورت او می بینید یا Nero که کاملا احساساتش بر روی صورت او نمایان می شود. لباس ها و... نیز برای تمامی شخصیت ها خوب طراحی شده است همه شخصیت هایی که از قبل در بازی حضور داشته اند با حفظ اسکتل اصلی آن ها حالا صورتی پیر تر و پخته تر دارند مانند لیدی که دیگر یک دختر جوان نیست!. سلاح ها تنوع قابل قبولی دارند البته این تنوع بیشتر برای دانته است. طراحی هر سلاح منحصر به فرد است مثلا سلاح لوسیفر که از درون آن نیزه هایی پرتاب می شود به زیبایی در آمده است.

Nero چندان تنوعی در سلاح هایش دیده نمی شود اما طراحی دست او معرکه و بهترین فکری است که شاید به ذهن سازندگان برای این نسخه می رسید این بخش ایده آل ترین حالت ممکنه در این نسخه است. تکسچر ها هم خوب کار شده اند و عالی هستند اما سایه ها چندان چنگی به دل نمی زنند کاملا لرزش های بی دلیل! در آن ها حس می شود و خبری از AA نیست. سایه باعث شده کاملا شما گرافیک خوب بازی را فراموش کنید و در زمان هایی از آن نفرت پیدا کنید! هم لرزان است هم تیزی شکل که به کل بازی لطمه زده است. فیزیک هم در بازی عالی است. کاملا شما می توانید حس کنید شمشیر به بدن کارکتر ها بر خورد می کند یا زمانی که شمشیر در هوا توسط یکی از دو کارکتر می چرخانید سنگینی آن و شکافتن هوا توسط شمشیر را حس خواهید کرد. کارکتر ها نیز از لحاظ فیزیک و اندام عالی طراحی شده اند و نظیر ندارند.

کنترل بازی بر روی هر شخصیت عالی است اما عذاب آور ترین بخش بازی زمانی است که شما مجبورید تمامی مراحل را که رفته اید باز گردید و تقریبا هر غول مجبورید 3 بار بجنگید یا شاید هم با بازی از آن ها 4 بار! که این ام بسیار خسته کننده است. نیم اول بازی کاملا خوب و عالی سپری می شود داستان کاملا خوب رو نمایی می شود اما وقتی به نیمه دوم میرسید همه چیز تازه شروع می شود مراحل سخت شده! یعنی شما در نیمه دوم تقریبا یک درجه سختی دیگری روبرو می شود! تمامی غول ها کمی زرنگ تر شده و کشتن آن ها چندان آسان نخواهد بود! و البته محیط هم بر خلاف قبل بیشتر دشمن در خود جای می دهد.سیستم کمبو بازی هم باعث خلق صحنه های جذابی در بازی می شود! اما در بیشتر مواقع تا بخواید از سیستم کمبو استفاده کنید خواهید دید ! دشمنی دیگه توی محیط نیست! بهتر بگم کلا سیستم کمبو بیشتر برای زمانی به کار شما می آید که دیگه بازی رو تموم کرده باشید و فقط برای دیدن صحنه های جالب کتک کاری سراغ اون برید! که در این حالت کمبو به کار شما میاد در غیر این صورت با ضربات کم خیلی راحت دشمن های شما از پای در می ایند. نو آوری جدیدی که در این سری شاهد آن هستیم حضور Nero و دست اسرار آمیز او به نام Devil Beringer است. امکاناتی که Nero داره بسیار محدود است او تنها دارای یک اسلحه ، یک شمشیر و Devil Beringer است اما همین DB خودش چندین سلاح است.


شما با DB می توانید دشمن را به طرف خود بکشید یا اگر تعداد زیادی دشمن در اطراف خود می بینید کافیست آنها را بالای سر خود نگه دارید یا آن ها را با قدرت بسیار به زمین بکوبانید بهترین حالت این سیستم Combo آن است که به طور شگفت انگیزی در مقابل غول ها جان شما را نجات می دهد. سلاح بعدی Nero یک تفنگ دو لول است به نام رز آبی Blue Rose که از لحاظ قدرت هیچ کم و کسری از سلاح های دوقلوی دانته نداره و البته BR میتونه با DB مخلوط بشه و قدرت تاثیر پذیری دو چندان یا بیشتر را هم داشته باشه.شمشیر Nero به نام ملکه قرمز Red Queen است. این شمشیر که تمامی شولیه های فرقه Order Of The Sword آن را دارا هستند یک سلاح تخریب کننده جادویی است! دسته Red Queen همانند گاز یک موتور سیکلت است با چند بار گاز دادن دیروز آتش قدرتمندی درون آن بوجود می آید که هر چیزی که در اطراف آن باشد را به راحتی از بین می برد Nero با Red Queen می تواند دشمن را کباب کند! Dante شخصیت دوم بازی است که شما از مرحله 11 به بعد با اون سر و کار دارید. تنوع سلاح ها در Dante بسیار بیشتر از شخصیت Nero است اما سلاح داریم تا سلاح! وقتی با دانته شروع به انجام بازی می کنید! نبود Devil Beringer به خوبی حس می شود. اما بجای این دانته دارای پنج حالت Style است. Royalgaurd که دانته برای دفاع از ان استفاده میکنه تقریبا به کار شما نمیاد! Quick Ster در این حالت شما می تونید کار های جالبی شمشیر خود انجام بدید. Gunslinger این حالت واقعا عالی است شما با سلاح های گرم می توانید حرکات اکروباتیک انجام بدید و از دست جانور ها به راحتی راحت بشید.البته چند حالت دیگه هم هست که بهتر خودتون اون رو کشف کنید. در بازی چند سلاح جدید نیز به شما داده می شود مثلا Lucifer که توانایی پرتاب تیغ هایی رو داره که پس از چند ثانیه منفجر می شوند این سلاح بیشتر در غول هایی بدرد میخوره که در حالت پرواز هستند و شما وقتی گیرشون آوردید با ارسال چند تیغ راحت کارشون تموم می کنید Pandora سلاح دیگری که یک جعبه همه کارست میتونه یک سلاح مخرب یا یک تیربار باشه و البته با نور زیاد میتونه دشمن شما رو کور کنه بیشتر زمانی به کارتون میاد که دشمن ها زیاد باشند البته با اپگرید این سلاح می تونید از قدرت هسته ای آن هم استفاد کنید!.

شما بر خلاف نسخه قبل از Red orb ها فقط برای خرید واحد های سلامتی و امکانات از این قبیل استفاده می کنید و واحد جدیدی به نام Proud Souls وجود داره که نسبت به Combo هایی که شما در بازی زده اید به شما امتیاز میده با این امتیاز ها می توانید شخصیت خودتون اپگرید کنید و سلاح ها را قدرتمند و البته هر ابگریدی که خوشتون نیمد به راحتی می توانید پس بدهید و یکی دیگر را انتخاب کنید. همین طور که می دونید دانته دارای حالتی به نام D.T است اما Nero هم چنین حالتی را داراست! درست معلوم نیست اما Nero ارتباط مستقیمی با اسپاردا دارد و او نیز می تواند به حالت شیطانی تبدیل شود. شما از مرحله 8 به بعد می توانید کنترل حالت شیطانی Nero نیز در دست بگیرید در این حالت از Devil Bringer به خوبی استفاده میشه و بهترین سلاح شما است حتی بهتر از شمشیر ، خصوصیتی که DMC4 در کنترل خود می بینید حفظ خوبی های نسخه قبل و حذف بدی های نسخه پیشین است.

وجود صحنه های فیلم جذاب و اکشن باعث شده شما DMC4 را بیشتر از آنکه یک بازی به شمار بیارید یک فیلم تمام عیار حساب کنید. صدا گذاری بازی عالی است. دوبلر های بازی حقا که دوبلر هستند و تمامی سعی خود را کرده اند صدا ها چه غم چه اندوه و چه عصبانیت حس را به خوبی به شما می دهد خودمونی بگم شما را حسابی جو گیر و در گیر بازی می کند به طوری که زمان کامل فراموش می کنید. صداهای اطراف مانند شکستن اشیاء و... هم خوب کار شده است و مشکلی در آنها وجود نداره. آهنگ های بازی هیجان آن دو چندان کرده اند اما شما به دلیل اکشن سریع بازی چندان وقت شنیدن آهنگ های بازی را ندارید.


در پایان باید بگم که DMC 4 عنوانی بود که شاید تکرار آن تقریبا غیر ممکن باشد و در این نسل فقط DMC4 به یادگار بماند. DMC4 سعی کرد تمامی عناصر Devil May Cry 3 در خود حل کند و با اضافه کردن امکانات بیشتر جانی تازه به این بازی ببخشد! وجود صحنه های سینماتیک که باعث می شود شما از بازی لذت دو چندان ببرید همانند نسخه پیشین خود نیز یکی دیگر از عواملی بود که DMC4 را شاهکار کرد مهمترین ویژگی Devil May Cry 4 نسبت به برادر بزرگترش روان تر شدن اجرای بازی بود به صورتی که تمامی بازی کنان توانایی انجام این بازی را داشته اند و چندان شما در بازی با مشکلات کسالت بار نسخه قبلی دست و پنچه نرم نخواهید کرد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 16:11 توسط دانته |


نتایج اولین گزارش وزارت ارتباطات ژاپن در خصوص فضای وبلاگ نویسی در سطح ملی این کشور نشان می دهد که در حال حاضر 17 میلیون وبلاگ در این کشور فعال هستند.

 

به گزارش فاوانیوز به نقل از مهر، وزارت ارتباطات ژاپن در اولین گزارش رسمی در خصوص بررسی نظام مند وضعیت فضاهای وبلاگ نویسی ملی نشان داده است که در حال حاضر در حدود 17 میلیون وبلاگ و دفترچه خاطرات آنلاین در این کشور فعال هستند و تاکنون بیش از یک میلیارد و 35میلیون مقاله منتشر کرده اند.

 

پس از نتایج تاریخی که در سال 2007 به دست آمد و نشان داد زبان ژاپنی با پیشی گرفتن از زبان انگلیسی اولین زبان استفاده شده در فضاهای جهانی وبلاگ است اکنون به نظر می رسد که دفتر خاطرات آنلاین سرزمین آفتاب تابان سلطه وبلاگ نویسی دنیا را به دست می گیرند.

 

این اطلاعات نشان می دهد که در ژانویه 2008 تعداد وبلاگ های منتشر شده توسط کاربران ژاپنی به رکورد 9/16 میلیون واحد رسیده است. بیش از 20 درصد از 11/88 میلیون کاربر اینترنت ژاپنی به عنوان صاحب یک وبلاگ فعالیت می کنند.

از دیدگاه زبان، آخرین آمارهای در دسترس مربوط به سال 2007 نشان می دهد که زبان ژاپنی در راس زبان های به کار رفته در اینترنت به شمار می رود به طوری که 37 درصد از شبکه به زبان ژاپنی، 36 درصد به زبان انگلیسی و 8 درصد به زبان چینی نوشته می شود

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 16:19 توسط دانته |


 

اسم علی

اسم خانوادگی قائمی نژاد

سن۲۳سال

قد۱۸۰

کشور مورد علاقه ژاپن

متولد ماه مرداد اول مرداد

علاقه زیادی به فیلم های کره ای و ژاپنی دارد مخصوصا امپراتور دریا 

واز شخصیت یوم جانگ خیلی خوشش می آید

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 20:48 توسط دانته |


زن ژاپني، روبات شبانه روزي

زنان ژاپني با توجه به انواع مشغله هايي كه در خانه دارند، كار خويش را در بيرون از منزل، از ساعت نه صبح آغاز مي كنند و تا پنج بعد از ظهر ادامه مي دهند.

در كشور صنعتي ژاپن، بيشترين بار زندگي خانوادگي و اجتماعي بر دوش زنان است. آنان در كمال صبر و بردباري با توجه به مشكلات جامعه صنعتي درصدد رفع مشكلات خانواده و از طرفي، تهيه نيازمندي هاي آن هستند تا آسايش را براي همسر و فرزندان خويش فراهم سازند.

آن چه دشواري را براي زنان ژاپني دو چندان مي كند، حضور اجتماعي ايشان است و اين كه پا به پاي مردان، در امور جاري جامعه همكاري تنگاتنگ دارند؛ آن ها هم بايد رضايت همسر و فرزندان و هم كارفرما را تأمين كنند؛ و اين بسيار مشكل و طاقت فرساست؛زيرا زندگي در دنياي صنعت، فرهنگ خاص خود را دارد كه هرگز با بافت زندگي سنتي ژاپني ها تلفيق نخواهد شد.

تهيه صبحانه گرم و به صورت هر روز براي تمام افراد خانواده، از مواردي است كه زنان ژاپني را وا مي دارد تا هر روز پنج صبح، پيش از همگان از خواب برخيزند و بعد از تهيه صبحانه، فرزندان خويش را راهي مدرسه كنند. سپس همسر خود را با ناهار از قبل تهيه شده، راهي محل كار سازند.

بعد از راهي شدن همسر و فرزندان، زن خانواده بايد رختخواب هاي آنان را كه روي تاتامي ها پهن شده جمع آوري كند و در كمدهاي كشويي كه در ديوار جاسازي شده اند قرار دهد (تاتامي: نوعي كفپوش).

پس از مرتب كردن خانه، تازه زنان خود را براي كار در محيط هاي اجتماعي – كارخانه ها، شركت ها و ... – آماده مي كنند. به علاوه، هر زن ژاپني بعد از پايان كار خود، هنگام بازگشت به منزل، حتماً سري به سوپر ماركت محله خواهد زد تا مواد غذايي لازم را، براي تهيه شام و صبحانه فردا خريداري كند.

مردان ژاپني هنگام بازگشت به منزل، پيش از هر كار، حمام مي كنند و دقايقي را در حوضچه هاي آب گرم غوطه ور مي شوند تا خستگي دنياي صنعت را از تن به در كنند.

در اين زمان، زنان به تهيه و طبخ غذا مشغول اند؛ ضمن آن كه كارهاي عقب مانده ي خانه را انجام مي دهند. از طرفي به دروس فرزندان نيز رسيدگي مي كنند.

واقعيت آن است كه زنان ژاپني به مراتب بيش از مردان اين كشور زحمت مي كشند و فعاليت مي كنند، اما با تمام خدماتي كه آنان متقبل مي شوند. حقوقشان توسط مردان ناديده گرفته مي شود. هر زن ژاپني در طول شبانه روز همانند يك روبات كار مي كند تا بتواند زندگي اجتماعي و ماشيني خود را مهار سازد؛ و اين عمل هر روز تكرار مي شود. اصولاً زندگي در جوامع صنعتي، به ويژه ژاپن مشكلات روحي و عاطفي بسياري به همراه دارد. اما زنان ژاپني فوق العاده خانواده دوست هستند؛ و با تمام فشارهاي روحي، رواني و جسمي، طول عمر در مردم اين كشور زياد است؛ به طوري كه ژاپن، كهنسال ترين كشور جهان محسوب مي شود.

 

بانوان ژاپني و آرايش

زنان ژاپني اغلب موهايي نرم دارند؛ اما آرزومند داشتن موهاي مجعد هستند. آنان در اجتماع، عموماً از كت و دامن و گاه شلوار استفاده مي كنند و نهايت سليقه را در آرايش و انتخاب لباس به كار مي گيرند. بانوان ژاپني آرايش صورت را بسيار بسيار ساده انجام مي دهند. در اين كشور، مردان عموماً موهاي خود را چرب مي كنند و زنان موي كوتاه دارند؛ اما موي دختران بلند و همراه با چتري است كه اين تفاوت در آرايش مو، يكي از علامت هاي  ازدواج در ميان بانوان ژاپني است.

 

 

لباس، نماد شخصيت زنان ژاپني

كيمونو لباس سنتي و رسمي مردم ژاپن است. كيمونوي خانم ها عمدتاً از جنس ابريشم است و شلوار آن رنگ هاي شاد و روشن دارد. در كيمونو هرگز دكمه اي به كار نمي رود. اين لباس در زنان توسط شال هاي پهن ابريشمي كه مزين به نقش و نگار است و به آن ابي (= كمربند) گويند مهار مي شود.

آستين هاي لباس كيمونو بلند  گشاد است و از آن به عنوان جيب استفاده مي شود؛ به اين ترتيب كه در آن دستمال يا كيف پول مخصوص خود را كه از پارچه زربافت است قرار مي دهند. در فصل گرما بادبزن از ديگر وسايل همراه لباس است كه زنان بيشتر مورد استفاده قرار مي دهند.

كيمونوي خانم ها اغلب از ابريشم است و بايد در زير آن زيرپوشي ابريشمي و سفيد پوشيده شود كه در بعضي مدل هاي گرانبها به دو زيرپوش هم مي رسد تا ضمن گرفتن حرارت بدن لباس را برجسته تر نشان دهد.

آن چه در هر دو البسه (مردان و زنان) مهم است، پوشيدن جوراب هاي سفيدي است كه انگشت شصت را از ديگر انگشتان پا مجزا مي كند تا صندل هاي مخصوص ژاپني به راحتي در پا قرار گيرد. اين صندل ها براي زنان ژاپني به شكل بيضي است و رنگ هاي متنوع و شادي دارد؛ اما براي مردها تخته اي مستطيل شكل است كه روي آن ضربدري از الياف تعبيه شده و به آن «گتا» گويند.

از آن جا كه پوشيدن كيمونو به مهارتي خاص نياز دارد. آموزش قبلي آن توسط پدربزرگ ها و مادربزرگ ها انجام مي شود.

نوع آرايش مو و شيوه گره زدن شال هاي پهن براي مهار كردن لباس به دور كمر، زنان و دختران ژاپني را از يكديگر متمايز مي كند.

شخصيت زنان و دختران ژاپني در لباس هاي كيمونو بسيار متفاوت تر از آن چيزي است كه هر روز در اجتماع ظهور دارند؛ زيرا راه رفتن، نشستن، برخاستن و آداب معاشرت در اين لباس بسيار ويژه و خاص صورت مي گيرد. اين ميان، گام هاي كوتاه و حساب شده در نجابت زنان تأثيري عجيب دارد كه به هنگام بالا و پايين رفتن از پله ها به صورت مورب انجام مي شود. مهم ترين موضوع آداب معاشرت در لباس سنتي ژاپن طريقه نشستن است كه به آن «يس زا» گويند. به علت بستن شال به روي شكم دور كمر، بدن كاملاً مستقيم است و هرگز نبايد خم شود؛ ضمن آن كه مقدار خوراك بسيار كم و ساعت ها دو زانو به روي پاشنه پا نشستن طاقت فرساست.

امروز مدارسي مخصوص وجود دارند كه شيوه زندگي سنتي از جمله پوشيدن، راه رفتن و آداب معاشرت مربوط به لباس كيمونو را به علاقه مندان مي آموزند.

 

خانواده و غذا

ژاپني ها غذاي خود را با دو چوب نازك كه به آن «هاشي» گويند، تناول مي كنند كه در واقع نقش قاشق و چنگال را دارد. غذاي گرم كه توسط زن خانواده تهيه و طبخ مي شود، اغلب گوهان (برنج) است و گاه سوپي در كنار آن ديده مي شود. ژاپني ها در خانه عموماً از ظروف كوچك براي صرف غذا استفاده مي كنند. آنها در پياله هاي كوچك، برنج مي ريزند. آن را نزديك دهان خود قرار مي دهند و با هاشي غذاي خود را تندتند راهي دهانشان مي كنند.

چنانچه ميهمان خانواده اي ژاپني باشيد ،

 خانم خانه سوپ خوشمزه اي براي شما مي آورد كه بايستي آن را"هورت" بكشيد و با نفس هاي عميق نوش جان كنيد. يكي از رسوم و آداب غذا خوردن در ژاپن آن است كه پيش از صرف غذا ليوان افراد حاضر از نوشيدني پر مي شود. به علاوه، ليوان هر كس بعد از نوشيدن، به سرعت بايد توسط فرد ديگري پر شود. اين عمل در خانواده هاي ژاپني توسط خانم ها صورت مي گيرد.

تنوع در غذاهاي ژاپني بسيار است؛ زنان خانواده اغلب يك نوع غذا با حجم زياد براي خانواده تهيه نمي كنند؛ بلكه حجم غذاها بسيار كم اما داراي تنوع است؛ و اعضاي خانواده به مقدار كافي از هر كدام مصرف مي كنند.

در تمام محله هاي ژاپن رستوران هاي سنتي وجود دارد كه همان قهوه خانه هاي خودمان محسوب مي شوند و از معروف ترين غذاهاي آن ها لامه (نوعي شوربا) است كه طرفداران زيادي دارد. در سوپر ماركت ها و فروشگاه هاي بزرگ نيز مي توان غذاهاي خانگي را در ظروف يك بار مصرف خريداري كرد.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 12:33 توسط دانته |


سلام به تمام دوستان این وبلاگ درمورد کشور زیبا و دوست داشتنی و رویای خودم

یعنی ژاپن است وبلاگ قبلی من دچار مشکل شده مجبور شدم وبلاگ جدیدی

بسازم امید وارم از این وبلاگ خوشتون بیاید راستی اسم من هم از کلود به کاداج

تغییر کرد

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 23:52 توسط دانته |


DESIGN BY : P30BOARD X

سلام من کلود هستم واسم من از کلود به کاداج تغیر کرد این وبلاگ فقط در مورد ژاپن کشور دوست داشتنی خودم است وامیدوارم که یک روزی بتونم به اونجا سفر کنم من 20سال سن دارم متولد ماه مرداد وبلاگ قبلی من که دچار مشکل شده بود ومجبور شدم این وبلاگ رابسازم
امیدوارم از این وبلاگ خشتون بیاید با تشکر کاداج


صفحه نخست
تماس با مدير



آرشيو ماهانه

تیر 1388

خرداد 1388
شهریور 1387
اردیبهشت 1387



لينك دوستان

غروب تنهای
اینجا کره جنوبی است
South Koreaهمه چيز در مورد كره جنوبي
موسیقی کره جنوبی
دلیل علاقه من به ژاپن
قدرتمندترين سايت دانلود
منبع كد موزيك و قالب وبلاگ



P30BOARD:ويرايش قالب
!p30board™  - The joy of downloading POWERED BY: P30BOARD.COM

RSS